عبد الحي حبيبى

511

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

4 / دادن خيرات و مبرات به طبقهء روحانيان . « 1 » ازين شرح هيون تسنگ پديدار است ، كه در كشورهاى شاهى افغانستان ، تشكيلات مكمل دولتى وجود داشت ، و اين كار دليلى هم دارد ، كه در همين عصر در هند شرقا ، و در كشور ايران ساسانى غربا ، تشكيلات و تنظيمهاى حكومتى وجود داشت ، و اگر فرضا حكمداران اين سرزمين تشكيلاتى را هم نداشته باشند ، لابد از جريانات شرق و غرب خود متأثر مىشده‌اند . ورنه پيش ازين درين سرزمين دورهء شهنشاهى كوشانيان گذشته بود ، كه حتما بقاياى تشكيلات مملكت‌دارى ايشان هم مانده باشد . نظريهء جهان‌دارى و ثقافت ادارى : از روايات مورخان دورهء اسلامى نيز برمىآيد ، كه حكمداران و مردم اين سرزمين داراى ثقافت درخشان و استوارى بوده و حتى در امور جهاندارى ، داراى نظريات نيك و خاصى بوده‌اند ، كه ميتوان آن را در لف‌نوشته‌هاى برخى از مورخان با وضاحت ديد : حكمداران خراسان در زمان مقارن ظهور اسلام ، سه چيز را از لوازم اداره و جهاندارى مىشمردند ، كه به عقيدهء ايشان علت غلبه و فتح عجم هم همين بود : در سنه 120 ه 737 م در عصر حكمرانى اسد بن عبد اللّه بر خراسان ، دهقانى از هرات بدربار اسد در بلخ آمد ، و روز جشن مهرگان هداياى هنگفتى تقديم داشت . درين دربار دهقان هرات خطابه‌يى ايراد داشت كه در ان گفته بود : « خدا امير را نيكى دهاد ! ما گروه عجم مدت چهار صد سال ، در حالى كه كتاب ناطق و نبى مرسل نداشتيم ، تنها به حلم و عقل و وقار ( بردبارى - هوشيارى سنگينى ) دنيا را گرفتيم ، و هر كسى كه با اين سه خوى ، بهر سو روى آورد ، خدا به او پيروزى بخشيد . » « 2 » دهقان هرات در پايان سخنان خود ، اين سه خوى را صفات كتخدايى خواند ،

--> ( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 142 ( 2 ) - طبرى 5 - 465